لغت نامه دهخدا حرف ا (الف)

یکی از قویترین حکومات محلی کوشانی ها، دولت کابلستان بود که از کاپیسا در جنوب هندوکش تا سواحل سند تسلط داشت.” (پ، ص:50) زبان پادشاهان کوشانی ختنی و تخاری بود که این دو زبان از هم تفاوت کلی داشتند. اما زبان خروشتی در افغانستان از تاریخ پنجم ق.م. تا آغز قرن ششم میلادی، به مدت ده قرن رایج بود. ساحهء زبان های افغانستان از آسیای میانه تا جنوب سند و در غرب از کرمان تا سیستان وسعت داشت. آثاری از آن دوره ها نیز در مناطق مذکور وجود دارد. از سال 220 تا 425 میلادی، افغانستان در تشنجات و حملات سه جانبه قرار داشت. ساسانی ها شمال غرب افغانستان را در دست گرفتند، سلسله “کیداری” ها که مرکز آن کاپیسا بود موجودیت خود را در جنوب حفظ نموده و با ساسانی ها در جنگ بودند. کیداری ها با دولت “گپتا” های هندی دوستی و مراودت داشتند. در سال 425م. یقتلی ها در شمال افغانستان دولت را تأسیس کردند که مرکز این دولت تخارستان بود. این دولت با قدرتی که داشت، توانست بهرام گور را در “مرو” و یزدگرد ساسانی را در “مرغاب” شکست دهد. بعد از شکست ایرانیان، دولت “کیداری” هم در افغانستان سقوط داده شد و تمامیت ارضی افغانستان را افغان ها دوباره احیأ نمودند. سیر زبان ادبی از اوایل گسترش اسلام تا به امروز افغانستان قبل از گسترش دین اسلام، زیر نفوذ ادیان دیگری چون زردتشتی، بودایی و مانوی قرار داشت. دربخش شرقی افغانستان، دین بودایی بنابر تعلقات و روابط نزدیک با دولت گپتا های هندی رایج گردیده و تا مناطق مرکزی و جنوب غربی کشورمان نفوذ نموده بود. با گسترش و نفوذ اسلام در افغانستان در سال 642م.، کشور ما به مدت یک قرن پذیرش فرهنگ و ادبیات جدید عرب و آموزش دین اسلام را در زنده گی اجتماعی خود آوردند. افغانستان دین اسلام و زبان عربی را با حفظ زبان خود پذیرفتند و ملت عرب هم از غنامندی زبان دری برخوردار شده با تمدن و فرهنگ قدیم افغانستان آشنا گردیدند. روابط افغانستان با دین اسلام و فرهنگ عرب و زبان عربی، در حقیقت یک تلفیق و آشنایی دو فرهنگ، در تشکیل آینده تمدن اسلامی نیز تأثیر افگند” (ج، ص:160) در چند دههء قرن اول هجری، سرزمین خراسان (افغانستان قدیم)، تحول عظیم بنیادی و اعتقادی که در ابعاد گوناگون دیگر اجتماعی نیز اثر گذاشت، بوجود آمد.

مردم افغانستان بعد از مرگ اسکندر مقدونی، در چهار بخش اداره های چهار گانه را تشکیل دادند که عبارت بودند از : ولایت باختر یا سغدیانه، ولایت کابلستان، ولایت هرات و سیستان، و ولایت کندهار و و بلوچستان. زمانیکه اسکندر مقدونی سلسلهء هخامنشی ها را در فارس(ایران) مضمحل نمود، متوجه آریانا(افغانستان) شده و در سال 330 ق.م. هزینه ارسال حداقلی برای سفارش ها و ارسال رایگان سفارش هایی که بیشتر از 250 هزار تومان می باشند.

نهایتاً هم اگرکسی در زبان و صحبت خود وضاحت دهد می گوید که من عربی با لهجه مصری صحبت میکنم. من به این باورم که اگر پارت ها و زبان پارتی به فارس رفته و حرف (ت) به ((س) شکل گرفته است. چون آنکه مثلا نامه های رسمی دولتی به زبان آرامی نوشته می شد و سنگ نوشته های آن ها علاوه بر پارسی باستان، به زبان های عیلامی و بابلی نیز نوشته شده است. در تاریخ افغانستان، بلهیکا یا بلخ را همان “بخدی” اوستا می دانند که با استناد به اقوال محققین، این شهر باستانی کانون رهایش و مدنیت شاخهء هندو اروپایی است(الف، ص:70) که در آریانا، هند و فارس بسط و توسعه یافت و در عصر ودائی ها، آریاییان از شما به جنوب سلسله کوه های “هندوکش” پراگنده شدند.

همه به این مطلب مؤافق اند که زبان دری تا قرن سوم و چهارم هجری در افغانستان با عظمت خود در دربار و زبان ادبأ و شعرأ و کلام مردم و محاوره سراسر افغانستان و ماحولش موجود بود و کتاب های زیادی هم تألیف شده است و دیوان های اشعار دوره های طاهری ها، صفاریان و سامانی ها اسناد معتبر این ادعا است. واژه های زیادی به یادم می آید و هر کجا می شنوم و هر کجا بر تابلو ها و لوح های نوشته شده توسط خطاطان می نگرم از این واژه های بیگانه می بینم.

نام روز سی ام از هر ماه که روز آخر ماه باشد و انیران نیز گویند. است. کافی است نام کتاب یا لغت مورد نظر را در بخش جستجو تایپ نمایید. همين کتاب لغت درى کدام است? در سال 1957 در پشاور کتاب منتخبات اشعار خوشحالخان با ترجمهء اردو که توسط سیدانورالحق صورت گرفته بود، از چاپ برآمد. پس همه مؤافق اند که زبان دری به غرب و به فارس رفته وبه زبان پهلوی که تلفیقی از ادامه زبان “آرامی” و عربی بود، نفوذ کرده وشکل زبان پارسی بوجود آمد.

پذیرش زبان عربی و جاگزینی ویا نفوذ آن در زبان های دیگر ناشی از دو جریان بود: یکی اینکه دین اسلام و کتاب آسمانی قرآن کریم به زبان عربی بود و تمام احادیث و روایات صدر اسلام و فقه از عربی به مردم انتقال می یافت. در بحبوحۀ املا نویسی در زبان شغنانی، نظریات متعددی عرض وجود نمود و هر مکتب خوانده ای، املای “من درآوردی” خود را عرضه کرد، و در صورت امکان از آن دفاع هم مینمود، تا جائی که این حوادث منجر به اختلافات شدیدی در عرصۀ املای نویسی در زبان شغنانی در این طرف دریا شد، و این مشکل هنوز هم به قوت خود باقیست و جریان دارد.

به راحتی میتوانید برای هر لغت انگلیسی جدیدی که یاد میگیرید، یک تصویر بسازید. لغات خارجی غیرعربى وغیر ترکى این حرف شاید از دو واژه بیشتر نباشد ولی یكی از آنها كههمان لغت « خام » از ریشه هندی است، لغتی است متداول در تمام حرفهها و طبقات اجتماعی. همچنین لیست های کلمات متداول نیز می توانند در اینجا کمک کند، به عنوان مثال GSL ، لیستی از رایج ترین کلمات در انگلیسی است که براساس تعداد تکرار مرتب شده است یا لیست کلمات آکادمیکAWL ، کلمات متداول مورد استفاده در متون دانشگاهی است.

این آثار بدست آمده حوادث و واقعات دوره های تمدن باختریان، دوره تسلط هخامنشی ها و دوره با عظمت تمدن کوشانی ها را بیان می دارد. وظیفه ی یک مقاله ی محدود نمیتواند احاطه ی مسایل وسیع و بغرنجی مانند دوره بندی تاریخ ادبی ایران، اشکال مختلف ادبی شعر و نثر فارسی،انواع مختلف ادبی و سبکهای گوناگون نثر و نظم و بیان ارزش و مقام تاریخی ادبیات ایران باشد و به همین جهت، هدف ما در این مختصر تنها پرداختن به برخی نکات است. زبان های محلی افغانستان مانند زبان سریانی و اوستایی را نیز زیر تأثیر قرار داد. او زانوی غم بغل زده است (غم مانند انسانی تشبیه شده است که زانو دارد و در اینجا انسان مشبه است حذف شده است و یکی از لوازمات آن یعنی زانو همراه آن آمده است.

یکی از لهجه های عربی هم در مصر است که با عربی اصلی(سرزمین حجاز و عراق) با اندک تفاوت و لهجه فرق دارد و یا در مراکش زبان “بربری”را با عربی صحبت میکنند. اما هیچکسی، مادر زبان (عربی) را زیر نفوذ لهجه ها قرار نمی دهد و پسوند و یا پیشوندی برای عربی نداده اند و نمی گویند”مصری عربی” یا “بربری عربی”. پس زبان “دری” که اصالت خود را تا اخیر قرن چهارم هجری بعنوان یک زبان مستقل، درباری و زبان ادب در سراسر آریانا زمین ثابت نموده است، چگونه یکبار زیر دست یک لهجهء “فارسی” که خود زیر نفوذ “دری” قرار داشت، درآید.

این موضوع را به صراحت به همه دانشمندان و ادیبان افغانستان، ایران و تاجکستان یاددهانی و تذکر میدهم تا درمقالات و نوشته های تحقیقی خویش یکبار دیگر جستجوگر واقعیت های تاریخی زبان دری و دیگر زبان های ماحولش شوند و آنچه را که نوشته اند دوباره تعدیل نموده به واقعیت زبان دری صحه گذارند. اما متأ سفانه که دانشمندان افغان این مطلب را نادیده گرفته و فقط با مقالات یک جانبه دانشمندان ایرانی، در موقف دفاعی قرار گرفته اند و چون تحقیقات آنان هم بر مبنای اسناد و کتب تحریر شده آنان است، نمی توانند از این محدوده خود را خارج کنند.

به روزنامه نگارانت، به خبرنگارانت، به گویندگانت، به سخنرانانت، به همه بگو چرا با زبان مادری خود بیگانه شده اید؟ پس زبان مادری صدمه نمی پذیرد. اما من فکر نکنم که یک فرد ایرانی هم حاضر شود تا چنین کلمه مرکب را برای زبان “فارسی” خود بیآورد. مر مرا بر تو ستم نیست چو من باشم مرا دلدار کم نیست. اینطور ننویسید. تو مادری و فرزندان تو به پاس زحماتت برای پرورش آنان به سخنت گوش می دهند. رضاي تو قصریست در صحن جنت خلاف تو سجنی است در قعر سجین.

دیدگاهتان را بنویسید