لغت نامه دهخدا حرف س (سین)

که کله داشته باشی بسر و دیدهء ما. واحد بسر. ج، بُسَرات. گر زنده مانم آخر روزی بسر شود. بپای شوق گر این ره بسر شدی حافظ. دراین زمینه تفسیر و برداشت محققین ایران هم تفاوت کلی دارد و به این معنی نیست که گویا فردوسی بطور خاص به زبان فارسی صحه گذاشته که “دری” شاخهء آن باشد زبان و ادبیات دری بعد از اسلام با تلفیق زبان و فرهنگ عرب نضج و گسترش وسیع یافت و ادیبان و شاعران زیادی در افغانستان ظهور نمودند. این سایت چیکدهای از معرفی سایت خود به همراه خبرهای روز و اطلاعات پزشکی بصورت ویدیو دارد.

در این سایت شما از آخرین اخبار ترجمه و آخرین سایت و فرهنگ لغات جدید در دنیای ترجمه اطلاع خواهید یافت. بر پایهٔ تعریف، زبانی کلاسیک به شمار می آید که یکم، باستانی باشد، دوم، ادبیات غنی داشته باشد و سوم در آخرین هزاره عمر خود تغییرات اندکی کرده باشد. و رجوع به الاصابة ج 1 ص154و بصره شود. و رجوع به شعوری ج 1 ورق 195 و 221 شود. و رجوع به بسر کسی آمدن شود.

رجوع به بسر زلف حرف زدن شود. و. کارو نیز در اثر تاریخی اش به خوشحالخان توجه مبذول نموده است. «طبیب اجباری»، «سرگذشت خانم انگلیسی»، «داستان روبنسون سوئیسی» و «شرح احوال کریستف کلمب» نیز از بهترین آثار ترجمه اعتمادالسلطنه به شمار میرود. اما در صورتيکه افاده های عام فهم دری وجود داشته باشد و مطلب مورد نظر به کمک آن ، افاده شده ميتواند ، بکار گرفتن مصطلحات بيگانه و تلاش بخاطر ترويج آن ، در حقيقت يک جفای کاری آشکار به داشته های فرهنگی خود ما می باشد.

استغنای در کاری. (مجموعهء مترادفات ص38). بجهت تعظیم امر در وقت قبول کردن کاری گویند. کنایه از رسیدن در وقت سختی و مصیبت برسر کسی. از آن پیش بس کن که گویند بس. که از نسیم بجوش آید و بسر نرود. بجوش آمدن و از سر ریختن آب در ظرف غذا. آن مرد کلاه لبهدار بر سر دارد. بیشتر دارد سترگی مهین بانوش خوانند از بزرگی.نظامی. ویژگی های فرهنگ لغت دهخدا که از وب سایت موسسه بارگیری شده است به شرح زیر است: دوم اینکه معانی مختلف و شباهت های گرامری این کلمه از لحاظ فنی در آن منعکس شده است.

و در این مبالغه زیاده از آنست که تنها در بچشم. بر سر سخنی آمدن که در اثنای شروع کردن سر رشتهء آن از دست رفته باشد. گردش گردیدن. مرادف گرد سر گردیدن. بسی شاه غافل ببازی نشست که دولت ببازی برفتش ز دست بسی گرد آمیغ خوبان مگرد که تن را کند سست و رخساره زرد. نسخههای مختلفی از فرهنگ لغت «ایوم ایوک» وجود دارد که چند نسخه از آن، اهمیت بیشتری دارد. موقعیت کوهستانی معتدل و سالم دارد.

حدیث کرد. و گروهی از وی روایت دارند. نکته: اعتبار خرید برای یک دستگاه دائمی است و در صورت حذف و نصب و یا خطا در خرید لطفا دوباره کلید خرید را بزنید و هزینهای از شما کسر نخواهد شد. از این گفتۀ عنصرالمعالی نیک پیداست که او پارسی را از پارسی دری که در آن زمان به فارسی مردم خراسان میگفتند، جدا دانسته است. برگزیدن یعنی منفعت غیر را بر مصلحت خود مقدم داشتن و این کمال درجهء سخاوت است. منقول است که به همین مداد سی بیت به یک مدّ کتابت فرموده اند (مقصود از بیت سطر است و یک مدّ یعنی یک بار قلم را در مرکب زدن و برداشتن برای کتابت) (1). و قبله المعقدین خواجه میرعلی تبریزی البسه الله بحلل النور واضع خط نسخ تعلیق در خصوص ساختن مرکب فرموده است که در میان خطاطان و خوش نویسان تا حال همچون مدادی پیدا نگشته و در قدر و قیمت مانند طلای احمر است.

بصره در لغت بمعنی بسیارراه است یعنی کثیرالطرق و آن شهری بود که از اطراف عرب و عجم در آن جمع می شده اند و آخر اعراب غلبه کردند و نام آن را معرب نموده بصره کردند. بخاطر کمبود نشريه های دلچسپ ، علاقمندان ادب دری به مطالعه مطبوعات خارجی که در بازار های کابل قابل دست يابی بود ، روی می آوردند. 8- نوم ورکى مورخين: اين کتاب به زبان پشتو از طرف پوهنجی (دانشکده) ادبيات پوهنتون کابل در سال ١٣٥٩ هـ ش در 116صفحه چاپ شده است. از آنجایی که برگردان کتاب 282 صفحه یی زمان درازی را میخواهد و از سویی در آن مطالب تکراری و بیشتر علمی- پژوهشی بطور مفصل بررسی شده اند، مترجم به بخش کم ولی مهم کتاب بسنده کرده و آنرا در اختیار خوانندگان ارجمند قرار میدهد.

در ترجمه متون هم کم کم در حال رشد و قوی شدن است که امیدواریم هر چه بهتر شود. چیزي است از صوف که زنان بر هودج اندازند. بسرزلف حرف زدن. کنایه از استغنا و بی پروایی. کنایه از به استغنا و بی پروایی سخن گفتن. دیکشنری آنلاین انگلیسی به فارسی و فرهنگ لغت فارسی به انگلیسی. انجام شدن. (فرهنگ فارسی معین). این فرهنگ تالیف محمد معین بوده است. بر سر کشیدن. (فرهنگ فارسی معین). آنانکه ریاضت کش و سجاده نشینند گو همچو ملک سر بسماوات بر آرید.

رجوع به بر سر کشیدن و بر سر شود. رجوع به سر رفتن شود. و رجوع به بسر بردن شود. الان بتعریب مشهور است و منسوب به آنجا را بصری خوانند. نام مهره ای است و بدین معنی بدون الف و لام است. بسرة، نام ربیبهء نبی صلی الله علیه و سلم که دختر ابی سلمه بود.و بدین معنی بدون الف و لام است. که آسمان ز کجایست و ریسمان ز کجا.

بی پای کجا بسر شود راه.نظامی (الحاقی). رجوع به بسر و جان، بسر و دیده و مجموعهء مترادفات ص271 شود. دیده بر پای خواجه مالیدی. بر سر کشیدن یکدفعه. با دست روی سر زدن در موقع پریشانی و بدبختی. آنچه از گیاه از روی خاک برآید و قد نکشد چه در این حالت هنوز تر است. البته هرچه ما تست کردیم این بخش نرم افزار عملکرد خوبی نداشت و صدای تلفظش را نشنیدیم! البته این هدف بیشتر با خواندن و با انجام دستورالعملهای خاص تحقق پیدا میکند. از این رو باید گفت که پارسی باستان یک زبان نوشتار ادبی و کهن بود که با زبان گفتار فاصلۀ زیاد داشت و زبان نوشتار پارسیگ، اگر چه دنبالۀ آن زبان است، ولی دنبالۀ راست آن نیست، بلکه از زبان گفتار سخت تاثیر دیده است.

دیدگاهتان را بنویسید